أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

166

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

دشمنى كنند و از حدّى كه خداى تعالى نهاد تعدّى كنند و آنان كه امانت نگاه دارند و مراعات عهد و پيمان كنند و بعهدى كه كرده باشند وفا كنند و آنان كه بشهادت و گواهى خود قيام كنند و گواهى بازنگيرند سهل گفت : شرك نيارند و شهادت أن : لا إله إلّا اللّه ؛ بر زبان رانند و آنان كه بر نماز و اوقات نماز محافظت كنند ايشان كه جامع اين خصال و حاوى اين صفات‌اند در بهشتهائى مكرم و عزيز باشند . [ سوره المعارج ( 70 ) : آيات 36 تا 41 ] فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ( 36 ) عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ ( 37 ) أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ ( 38 ) كَلاَّ إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ ( 39 ) فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ ( 40 ) عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ( 41 ) چيست اين كافران را كه بجانب تو و نزديك تو شتابنده‌اند روى به تو كرده‌اند كشيده و تيز كرده چشم از جانب راست و از جانب چپ گروه گروه به تو حلقه شده و ترا در ميان گرفته ، سخن تو مىشنوند و در آن انديشه نميكنند بلكه استهزا ميكنند و افسوس ميدارند روايت كرده‌اند كه : مشركان بيامدندى و برابر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنشستندى و استهزا كردندى باصحابه گفتندى كه : اگر چنين است كه محمّد ميگويد كه : اينان ببهشت خواهند رفت ما پيش از ايشان ببهشت رويم و جاى ما بهتر باشد ، خداى تعالى گفت : آيا هر يكى از اين كافران طمع ميدارند كه ايشان در بهشت با نعمت روند حقّا كه اين نباشد و هرگز مطموع ايشان حاصل نگردد آنگه گفت : ما بيافريديم ايشان را از آنچه ميدانند و مىشناسند كه از نطفه آفريديم و در اصل و طينت همه متساوىاند هر كس كه ببهشت رود باستحقاق رود بايمان و عمل صالح و بزهد و تقوى : بجان تو كه جمله رستگارى * بدين است و بزهد و ترسكارى مكن تكيه كه من پور فلانم * نسب را كى كند حق خواستارى « 1 » ببين تو جايگاه و جاى سلمان « 2 » * و جاى بو لهب در ذمّ و خوارى

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « خواستگارى » . ( 2 ) - اشارت بحديث « سلمان منّا أهل البيت » است كه مقام و مرتبهء سلمان را معرّفى مىكند و گويا اين بيتها كه قائل آنها را نميدانم ترجمهء اين دو بيت عربى است : « لعمرك ما الانسان إلّا بدينه * فلا تترك التقوى اتكالا على النسب » « لقد رفع الاسلام سلمان فارس * و قد وضع الشرك الشريف أبا لهب » و از سلمان نقل كرده‌اند كه ميگفته : « أبى الاسلام لا أب لى سواه * اذا افتخروا بقيس أو تميم »